X
تبلیغات
ویولنیست



























ویولنیست

وقتی زندگی یادت میدهد که باید نرمش نشان دهی...

نوشته شده در دوشنبه چهارم فروردین 1393ساعت 11:16 توسط رهام|

ننگ با رنگ پاک نمی شود.

نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1392ساعت 10:57 توسط رهام|

knowledge is power

نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1392ساعت 23:39 توسط رهام|

عده ای زیادی زر میزنند

زیاد از حد

کاری که کردمو باید خیلی وقت پیش انجام میدادم

اطرافمان مشتی خزنده که راه به راه پوست میندازند و حقارتشان را با تصور تخریب ما زنده میکن

نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1392ساعت 1:22 توسط رهام|

این جانور که برای تو شعر می شود

در خود فرو ریخته شده گیج می زنم

اینگونه گاه رسول رسالت عبث

در چندش مقدس خویش جان می کنم

ما را به نیمه ی پر لیوان چه کار؟

این باده ی سمی است که پیشتر خورده اند

ساقی تمام کن قصه را که رو شده است

آنان که دچار تو بوده اند مرده اند

ای کسانی که در انتظار شکستن من نشسته اید...انتظار به سر آمد

کجاست حسین که فریاد "هیهات مناالذلة" سر دهد؟

به راستی رو به چه کسی باید شمشیر کشید؟

به که باید گفت راز درونگرایی افراطی را؟

این چه تقدیری است؟

الهی تا به کی فریاد "هل یرحم الحقیر الا العزیز" مرا بی پاسخ خواهی گذاشت؟

امان...امان

نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1392ساعت 11:36 توسط رهام|

جهان ز رندان تهی است...کجایی؟

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392ساعت 23:21 توسط رهام|

من روی یاد تو که یل شده بر آسمان خط میکشم

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1392ساعت 11:11 توسط رهام|

هیچ کس بزرگ نیست...هیچ چیز عمیق نیست

هیچ کدام ما مهم نیستیم دیگر 

تنها سکوت سطحی خاک گرفته ی حجم این کتاب هاست که زنده است

زمان دروغ می گوید...تاریخ زنده نیست

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1392ساعت 1:24 توسط رهام|

حس کن مرا در دوستت دارم در گوشت

حس کن مرا در شیطنتهایم در آغوشت

حس کن مرا در آخرین سطر از تشنج ها

حس کن مرا...حس کن مرا...که مثل تو تنهام

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392ساعت 18:59 توسط رهام|

روحت. دو قسمت شد میان ما ترک خوردی...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392ساعت 18:55 توسط رهام|

طاغی کیست؟

انسانی که نه می گوید

اما نه گفتن او از سر انکار نفس نیست

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1392ساعت 12:59 توسط رهام|

بعضیا فقط اسم انسانو با خودشون یدک می کشن...

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1392ساعت 18:39 توسط رهام|

فردا که از این دیر کهن درگذریم                     با هفت هزار سالگان سر به سریم
نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1392ساعت 20:57 توسط رهام|

میگن آدم ناشکر برکت ازش روی گردونه

چه بسا آدمایی که آرزوشون یک ساعت زندگی کردن مثل من و توئه اما نمی تونن!!!!

اون وقت تو با وجود این همه نعمتی که خدا بهت داده باز ناشکری می کنی!!!!!!!!!!

اصن می فهمی چی کار میکنی؟

خدایا انسان از زندگی دو روزش تو این دنیا چی می خواد؟؟؟؟

نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1392ساعت 20:50 توسط رهام|

یه زمانی به یه سری از تراژدی های کلیشه ای عاشقانه ی بلاگفا می خندیدم

.

.

.

حالا خودم گرفتارش شدم

نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1392ساعت 1:43 توسط رهام|

تو درست میگی...دمت گرم

منم قبولت دارم

حق از زمین و آسمون با توئه

این وسط گناه من چیه؟

نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1392ساعت 1:40 توسط رهام|

سبحان من لاینبقی التسبیح الا له

سبحان ذی الفضل و النعم

سبحان ذی المجد و الکرم

نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1392ساعت 3:12 توسط رهام|

به آرزوهام فکر می کنم...

خدایا امان...امان

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1392ساعت 21:54 توسط رهام|

خداییییااااااااااا

آخر بدترین شکل ممکن شد.....

شششششتتتتتتتتت

نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1392ساعت 20:0 توسط رهام|

نباید اون اتفاق می افتاد...

بازم خدا رو شکر می تونست بدتر بشه...

ولی ب خدا حسش نیست...

خدایا کمکم کن...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1392ساعت 1:44 توسط رهام|

جلیل شهناز هم رفت...

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392ساعت 21:28 توسط رهام|

خودمو گم کردم...خدایا خودت به دادم برس

نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 16:13 توسط رهام|

اه...چه فازیه این بلاگفا؟؟؟؟؟
نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 19:7 توسط رهام|

اه...چه فازیه این بلاگفا؟؟؟؟؟
نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 19:7 توسط رهام|

به نام خداوند بزرگ

سلام

سلام به همه ی شما دوستان عزیزم

امیدوارم حالتون خوب باشه و هر کجا که هستید در سلامت کامل به سر ببرید.

اما بعد...

طی یک سال گذشته اتفاقاتی واسه ی من افتاد که کار وبلاگ نویسی رو تقریبا ضعیف دنبال کردم. گاهی اوقات به صورت ناخواسته اتفاقاتی واسه آدم میفته که رفتار و حرکات و اعمالشو تحت الشعاع قرار میده. آدم عاقل به خودش میاد و به گذشتش و به جایی که واقعا بهش تعلق داره بر می گرده و روند زندگیشو تو مسیر طبیعی اولیه تنظیم می کنه. ادعا نمی کنم که صد در صد آدم عاقلی هستم...قضاوتو میذارم به عهده ی شما و این اطمینان رو به شما میدم که آدمای عاقل از تصمیمم استقبال کردن و منو در عملی کردنش تشویق کردند.

تو این یک سال که من نبودم خیلی از دوستان لطف کردن و از طرق مختلف جویای احوالات من شدند خیلیا ایمیل های متعدد فرستادن خیلی ها تو همین وبلاگ نظرات خصوصی گذاشتن و چند نفر از دوستان تماس گرفتن از همه به خاطر الطاف فراوانشون صمیمانه تشکر میکنم و اعتراف میکنم که حقیقتا دوستان بی نظیری در فضای مجازی دارم.

بحث موسیقی بحثی نیست که به این زودیا بشه تمومش کرد و اگه بخوای واردش بشی حرف واسه گفتن فراوونه...

من معتقدم که انسان نباید تو زندگیش عقب گرد داشته باشه و همیشه حرکت باید رو به جلو باشه (اینو از یه نفر یاد گرفتم)

ان شاء الله با انرژی مضاعف کارای زیادیو و با کیفیت بالا عرضه خواهیم کرد.

خلاصه ی کلوم این که نمی خوام کسی از این وبلاگ ناراضی بره بیرون.

ازتون پیشنهاد می خوام! پیشنهاد و انتقاد!

بگید...آقا نظرتو بگو...بی رو درواسی...هر چی دوس داری تو این وب بخونی و راجع بهش بدونی بگو.

خداوند همه ی شما رو رحمت کنه.

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 18:13 توسط رهام|

حکایتی از حکایات مصلح الدین شیخ سعدی شیرازی رحمة الله علیه

بر بالین تربت یحیی پیغامبر علیه السلام معتکف بودم در جامع دمشق که یکی از ملوک عرب که به بی انصافی منسوب بود اتفاقا به زیارت آمد و نماز و دعا کرد و حاجت خواست

درویش و غنی بنده این خاک و درند

آنان که غنی ترند محتاج ترند

آنگه مرا گفت : از آنجا که همت درویشان است و صدق معاملت ایشان خاطری همراه می کنند که از دشمنی صعب اندیشناکم.

گفتمش : بر رعیت ضعیف رحم کن تا از دشمن قوی زحمت نبینی.

به بازوان توانا و فتوت سر دست

خطا است پنجه مسکین بشکست

نترسد آنکه بر افتادگان نبخشاید؟

که گر ز پای در آید کسش نگیرد دست

هر انکه تخم بدی کاشت و چشم نیکی داشت

دماغ بیهده پخت و خیال باطل بست

ز گوش پنبه برون آر و داد و خلق بده

و گر تو می ندهی داد روزی دادی هست

بنی آدم اعضای یکدیگرند

 که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 23:32 توسط رهام|

نقطه
گاه در يك قطعه به نت هايي غير از ضريب دو نياز ميشود.

نقطه يكي از ابزار هاي ايجاد نت هايي به اين شكل ميباشد.

هر گاه نقطه اي در سمت راست نت قرار دهيم ديرندآن نت معادل نفصف ارزش آن نت به آن اضافه ميشود.

مثل شكل زير:



و نيز اگر دو نقطه ( .. ) در راست نت قرار گيرد نقطه اول نصف نت ديرند نت نقطه دوم يك چهارم ديرند نت به آن اضافه ميشود.
گاهي نيز نياز مند نت هايي با ديرندهاي غير از ضريب سه و دو مي شويم در اينجا خط اتحاد است كه مي تواند نت هايي با هر نوع ديرندي را بوجود آورد.

خط اتحاد: خطيست منحني كه بر روي نت يا در زير دو نت هم نام قرار ميگيرد و ديرند آنها را با هم جمع ميكند.

در شكل زير ميبينم كه دو نت سفيد بوسيله خط اتحاد ديرندي معادل يك نت گرد را بوجود آورده اند و اين سوال پيش مي آيد كه چرا همان نت گرد نوشته نمي شو،‌ در بخش بعدي كه ميزان نام دارد به جواب خواهيم رسيد.

http://www.harmonytalk.com/wp-content/uploads/2009/05/etehaad1.jpg

خط اتصال: اين خط نشان دهنده متصل و به هم پيوسته اجرا كردن است. خط اتصال بر روي نت يا در زير نت هاي همنام و غير همنام قرار ميگيرد و مي تواند تعداد نامحدودي از نت ها را در بر گيرد.

سكوت:همانطور كه صداهاي موسيقيايي لازمه بوجود آمدن يك قطعه ميباشد گاهي بي صدا يي يا همان سكوت باعث زيبا تر شدن نيز ميشود. صداهاي موسيقيايي داراي ديرند هاي مختلف ميباشند سكوت نيز داراي شكلهايي ميباشد كه نشان دهنده ي ديرند سكوت است كه در شكل زير ميبينيد.سكوت ها نيز همنام نت ها هستند و علامت نقطه نيز بر ديرند سكوت تاثير گذار است.

http://www.harmonytalk.com/wp-content/uploads/2009/05/sokoot-noghte.jpg

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 21:9 توسط رهام|

شکل نت ها

در بخش اول در مورد دیرند نت ها توضیح کوتاهی داده شد.در خط موسیقی ، نشانه ای که به یاری آن دیرند یا ارزش زمانی صدا ها مشخص می شود ، در شکل نت نمودار میگردد. به گفته ی دیگر ، به یاری شکل نت است که میتوان مقدار ارزش زمانی هر نت را نسبت به نت یا شکل دیگر باز شناخت .

روشن است که هر ( شکل‌ ) نت می تواند در هر ( جای) حامل قرار گیرد. در واقع دیرند (ارزش زمانی ) هر صوت موسیقی ربطی به نواک (زیر یا بمی ) آن ندارد.

با گوش کردن دقیق یک ملودی ، که سازی تنها آن را می نوازد ، یا گروهی از سازها ( دراجرا یا تزئین آن ) با هم همکاری می کنند ، میتوان احساس کرد که اصوات ملودی یا لایه های آرایشی آن ، گاه کوتاه تر و گاه کشیده تر ، و نیز در لحظه ای زیر و در لحظه ای دیگر بم هستند .

نت های موسیقی می توانند به هفت شکل و احیانا کمی بیشتر ، ظاهر شوند در جدول پایین شکل های هفتگانه و دیرند آنها نسبت به یکدیگر نشان داده شده است:

در ضمن ، نت گرد در موسیقی امروز از همه ی دیرند ها بزرگ تر است ، و به همین سبب زمینه ای است برای اندازه گیری شکل های دیگر مثال :
نت گرد = 1/1 گرد
سفید = 2/1 گرد
سیاه = 4/1 گرد 1
چنگ (یا یک لا چنگ) = 8/1 گرد الی آخر
در بعضی مواقع ( البته بسیار به ندرت ) شکل پنج لا چنگ به کار برده می شود که ارزش زمانی آن یا همان دیرند آن 2/1 چهار لا چنگ و 128/1 گرد می باشد .

هر گاه شکل های چنگ دولا چنگ سه لا چنگ چهار لا چنگ ( نت هایی که دارای چنگ هستند ) در جایی از قطعه ی موسیقی بیش از یکی و پی درپی آمده باشند می توان آنها را بصورت گروهی نوشت یعنی چنگکشان راحذف کرد و انتهای دم هاشان را با خطی ( یا خط هایی ) به هم پیوست در این وضع هر چنگک تبدیل به یک خط می شود.
و به همین ترتیب نت های چنگک دار گوناگون نیز می توانند به صورت گروهی نوشته شوند.

در جدول بالا همه ی نت ها به جز گرد دارای دم هستند و از آنجا که همه ی این شگل ها به منظور تشخیص زیر و بمی شان روی حامل نوشته می شوند ، باید گفت که معمولا هرگاه جای نت ( یا جای سر نت ) پایین تر از خط سوم حامل باشد ، دم نت رو به بالا ، و چنانچه سرنت در نیمه ی بالای حامل نوشته شود ، دم آن به پایین کشیده می شود .

در حالت اول ، دم از سوی راست سر نت به بالا مثل dو در حالت دوم از کناره ی چپ سر به پایین مثل p -و در هر دو حال دم مماس با سر- رسم می شود.
ضمنا نوشتن نت های چنگک دار به صورت گروهی نخستین بار در قرن هیجدهم معمول شد .

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 21:5 توسط رهام|

حامل
برای آنکه نت های موسیقی را در دورهای پی درپی که پیشتر نشان داده شد بتوان به خط موسیقی نوشت خطوطی به کار برده می شود که حامل نام دارد.

حال در ساده ترین و معمول ترین کاربرد خود عبارت است از پنج خط موازی با فاصله های مساوی. حامل پنج خطی دارای یازده محل برای جا دادن نت های موسیقی است پنج محل روی خط ها چهار محل میان خط ها یک محل پایین و یک محل بالای حامل به این ترتیب روی هر حاملی می توان یازده نت جای داد.

به شکل زیر توجه کنید : (در سمت راست نت ها روی خط نوشته شده ) و ( در چپ نت ها ما بین خط) و ( در بال یک نت بالای خط چسبیده به خط زیرین خود ) و ( در پایین یک نت چسبیده به خط بالایی خود )پس به این ترتیب در یک خط حامل می توان تا یازده صدا نوشت.

نکته : در ضمن نت ها را طبق قرارداد مانند زبان های لاتین و ریاضی از چپ به راست می نویسند و می خوانند.( در این شکل استثنا برای درک بهتر مطلب به این صورت نوشته شده. )


نام نت ها بروي حامل
بستگی نام نت ها با جایشان روی حامل قراردادی است:به این ترتیب که جایی را روی یکی از خطوط حامل مبدأ فرض می کنند و یکی از نت های هفتگانه را در آنجا می گذارند و بقیه ی نت ها را از آن مبدأ حساب می کنند.مثلا اگر چنین فرض کنیم که روی خط دوم حامل نت ( سل ) قرار گرفته است. نت های دیگر به ترتیب شکل زیر نامگذاری می شوند . در این صورت برای مشخص کردن این مبدأ در ابتدای حامل نشانه ای به این شکل به نام کلید سل روی خط دوم می نویسند


در حامل بالا که معروفترین حامل موسیقی است نت های روی خط از پایین به بالا عبارتند از :( می ).( سل ).( سی ).( ر ).( فا ).و نت های میان خط ( فا )،( لا )،( دو )،( می )،نت زیر حامل ( ر )،و نت بالای حامل ( سل )،است.نکته : ( طبق قانون و قرارداد کلید سل را نمی توان روی خط های دیگر نوشت فقط روی خط دوم باید نوشت )پس در نتیجه کلید سل نام خود را به نتی می دهد که روی آن خط نوشته شده باشد یعنی خط دوم

خط های تکمیلی یا اضافه
گفته شد که روی حامل تنها یازده نت می تواند جای گیرد که البته نسبت به تعداد نت های کاربردی موسیقی ( بیش از 60نت) رقم بسیار ناچیزی است. برای رفع این کمبود در زیر و بالای حامل هر جا و هر زمان که نیاز باشد خط هایی کوتاه می گذراند و به یاری آنها بر کاربرد حامل وسعت نت نویسی روی آن می افزایند.
نکته:خط های تکمیلی چه به سوی بالا و چه به سوی پایین تا آنجا افزوده می شود که چشم با اندکی تجربه بتواند تعدادشان را به آسانی تشخیص دهد.

به طوری که در شکل بالا دیده می شود بر روی حامل با افزودن خط های تکمیلی (در این نمونه چهار خط – از هر دو سمت ) تعداد نت ها از 11 به 27 رسیده است. تعداد خط های تکمیلی البته محدود نیست. نت های تکمیلی نیز با همان روال نت های حامل ( تناوب نت های روی خط و میان خط ) نوشته می شود .
نیم خط
خط
در اصطلاح خط هایی را که از میان نت ها می گذرند نیم خط و خطوط تکمیل کننده در زیر یا بالای نت را خط می نامند.
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 21:3 توسط رهام|

ما برای انجام بسیاری از کارهایمان، به قوانین و استانداردها رجوع می کنیم، وقتی در موسیقی از چیزی به نام نت یا نگارش موسیقی به میان می آید، بی شک لازم است تا استانداردی وجود داشته باشد تا توانایی خوانش آن برای همه قابل دسترسی باشد. در موسیقی قاعده و قراردادهایی وجود دارد و این قانون و قواعد در تمام دنیا به یک شکل ثابتی قابل دسترسی است. با کمک تئوری موسیقی، هنرمندان موسیقی (و بخصوص اهالی موسیقی کلاسیک)، موسیقی را اجرا و آنالیز میکنند.

اجزای موسیقی

همانطور که یک معمار یا بنا برای ساختن خانه از آجر ، سنگ ، آهن چوب و غیره استفاده میکند؛ هم چنان یک شاعر در ساختن شعر خویش واژه ها را بکار می گیرد، آهنگساز نیز در ساختن موسیقی صدا ها و عوامل صوتی را به کار می بندد. صدا (صوت)، پدیده ای است که انسان آن را به یاری دستگاه شنوایی خویش درک می کند. صدا(صوت) در نتیجه ی ارتعاش یک جسم تولید می شود و در محیط مادی مانند هوا یا آب به صورت موج انتشار می یابد، به گوش می رسد و ما در دستگاه شنوایی مان آن را با فعل و انفعالی فیزیولوژِیک درک می کنیم.

صدا ها بر دو دسته اند، صداهای موسیقایی و صداهای غیر موسیقیایی. صدا ها از نظر موسیقایی دارای مشخصه هایی می باشند. ولی صداهای غیر مسیقایی هیچ مشخصه ی یکسان و منظمی ندارد وشکل های موجی آنها بسیار پیچیده است.

تولید صدای موسیقایی
سازهای موسیقی به گروه های مختلف تقسیم می شوند و هریک به شیوه ای خاص صوتی موسیقایی تولید می کند، یعنی ( جسم مرتعش ) در هر گروه ، و طرز مرتعش شدن آن ، با گروه دیگر تفاوت دارد . در یک بخش بطور کامل با آنها آشنا می شویم .

مشخصه های صوت از نظر موسیقایی
صدا از نظر موسیقی دانان و تا آنجا که در بحث تئوری عمومی موسیقی به بررسی آن پرداخته میشود دارای مشخصه های زیرین است:
( 1 ) نواک: مسلما صداهای موسیقیایی می توانند در سطح های مختلف زیر و بمی حاصل شوند. مثلا می دانید که صدای اصلی مردان از زنان و کودکان تر بم تر است و از نظر فیزیک، فرکانسهای آن دارای طول بیشتری هستند و صدای کودکان نسبت به صدای مردان زیر تر است که فرکانسهای آن دارای طول کمتری هستند. پس به این( زیر وبم) بودن صدا نواک می گویند.

( 2 ) دیرند : به ارزش زمانی کشش صدا دیرند میگویند. مثلا اگر آرشه را مدت درازی روی سیم ویولن بکشیم صدای حاصل البته کشیده تر از صدایی است که با کشیدن آرشه به مدت کمتر پدید می آید.

( 3) شدت : صداهای موسیقی ممکن است نسبت به یکدیگر ضعیف تر یا قوی تر باشند مثلا اگر مضراب سنتور را یک بار با ملایمت و بار دیگر به قوت روی سیم ساز ضربه بزنیم، صدای دومی شدیدتر از صدای اولی خواهد بود.

( 4 ) طنین ورنگ : در این مورد توضیح کامل و جامعی وجود ندارد.

الفبای موسیقی
هنر موسیقی دارای این خصیصه است که به یاری خطی ویژ به نام "خط موسیقی" می توان آن را ثبت کرد. این خط کم و بیش مانند خطهای دیگر، از نشانه های قراردادی استفاده کرده و همانند آنها همواره رو به تکامل رفته است. از این رو علاقمندان به فراگیری موسیقی ناگزیرند این نشانه ها را بشناسند تا با تمرین بسیار، رفته رفته به خواندن این خط آگاهی و تسلط یابند.

خط موسیقی (بر خلاف اکثر خط های گوناگون زبان های مختلف دنیا) خوشبختانه خطی بین المللی است. بنابراین هر گاه مثلا موسیقی ایرانی یا ژاپنی یا هر کشور دیگری با این خط نوشته شود، موسیقی دانان ایران، آلمان یا هر کشور دیگر جهان می توانند آن را بخوانند. البته بسته به تفاوتهایی که انواع موسیقی ها با هم دارند، گاه علامتهای بومی نیز در آن وارد میشود که بعدا" به آن هم می پردازیم.

نام نت ها
در استاندارد نت نگاری موسیقی کلاسیک که بیشتر مربوط به موسیقی های ساخت موسیقیدانان اروپایی، از زمان باخ تا اواخر دوره رومانتیک است، برای همه ی صداهای موسیقیایی از بم ترین تا زیرترین آنها فقط هفت نام وجود دارد، این نام های هفت گانه در برخی کشورهای غربی با کلمات تک هجایی و در برخی به صورت الفبایی به شرح زیر تلفظ می شوند:
A           B           C           D          E          F          G

سل       فا         می        ر           دو          سی        لا
وسعت صدایی که در موسیقی بیشتر استفاده میشود، مطابق با وسعت پیانو است و به عبارتی خوش صدا ترین و کاربردی ترین فرکانسها، روی کل کلید های پیانو قابل اجراست. سازهای دیگر هم هر کدام توانایی اجرای قسمتهایی از این پهنه را دارا می باشند و بم ترین و زیرترین نت های پیانو روی بعضی سازها قابل اجرا است.

7 نت موسیقی به دلایلی که بعدا" به آن می پردازیم، پس از پایان، باز در اکتاوهایی بالاتر تکرار می شوند؛ به این صورت که اگر از نت "دو" شروع کنیم و تا "سی" پیش رویم، نت بعدی ما باز "دو" و پس از آن هم "ر" و ... است.

اکتاو : فاصله يک نت تا نت هم نام خود (چه زير يا چه بم تر) را اکتاو مي گويند.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 21:0 توسط رهام|


آخرين مطالب
» رمز الحياة
» شرمت باد
» technocratic revolution
» خسته شدیم از وادادگی
» هیهات مناالذلة
» حافظ
» خط
» سکوت
» حس کن
» زجر

Design By : Pichak